برف دارد میبارد وُ بیپروا..
انگار نه انگار بهار داشت از دست و بالش میریخت. اسفند ِ دیوانهی
من...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 2:5 توسط مرضیه
|
برف دارد میبارد وُ بیپروا..
انگار نه انگار بهار داشت از دست و بالش میریخت. اسفند ِ دیوانهی
من...