
بیست و پنج خرداد است
سالگرد دوشنبهی «رود»
که میپیوستیم و هراسمان نبود
قلبها و پاهایمان میرفت
دستهایمان میرفت
و آزادی
تپیدنش
برق ِ چشمهای ما بود
ما
راه میرفتیم
و بغض
مماس رد ِ سبز
از سکوت لبها میگذشت
و روی ویکتوریهای نجیب ِ ما
آرام میگرفت.
ما
میباریدیم
و آسمان ِ بیست و پنجم
ابرآلودترین ِ آسمانها بود.
*
چند قدم مانده به خون
آزادی هنوز در آغوش ِ رود بود
میخندید و
یاد ِ دریا میآمد.
تا آنها رسیدند
که تار شد
تیر شد
و خرداد به دو نیم.
*
تصویر ِ آزادی
روی سرخ ِ رود، میلرزید...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 23:39 توسط مرضیه
|