به نام حضرت عشق
یلدای امسال برای من رنگ یلداهای سالهای گذشته را نداشت.چون
مهربانی که تقریبا هر سال میزبانمان می شد با یک بغل خاطره، در
بیمارستان بود.روزگار است دیگر......
این چند بیت مختصر نیز کمتر از 24 ساعت است که از هزارتوی ذهنم
بیرون تراویده، تاخیرش را به جهت اظطراب های پنهانی ببخشایید:
خداحافظ تو را پاییز سلام ای مهربان، یلدا
بلوغ شب ز تو رقصان به اوج آسمان یلدا
چه گرماگرم می گردد رگ سرمای دی ماهی
که تو آبستن نوری در این تاری دمان یلدا
ببین ماه زمستانی به مهر تو نظر کرده
و می بوسد تو را با برف به رنگ ارغوان یلدا
سپید خاطرات دور، نفوس حضرت حافظ
و ساعاتی که می بینی سلوک جان ِ جان یلدا
طنین عشق می پیچد در این گلگشت ناب تو
کهن آیین مهرآگین می گردد عیان یلدا
همه شور و همه شادی و سبزاسبز سنت ها
دعا کن این اصالت ها بماند جاودان یلدا
مرضیه/ اول دی ماه ۱۳۸۴
