تبليغاتX
مانا مهر

:: نوستالژی.....

 

به نام یکتای بی همتا

نفس عمیقی کشید و روزنامه اش را ورق زد.فنجان قهوه اش را برداشت و یک نفس سر

کشید.چشمانش لختی روی این خطوط متوقف شد."نخستین نشست حزب تازه تاسیس

دموکرات.......".سرود حزب بر باد رفته اش را زیر لب زمزمه کرد.گوشه سبیلش را میان دو

انگشتش گرفت و تابی داد.مثل دیوانه ها خندید.بعد چند بار فریاد زد:زنده باد فاشیسم،

مرگ بر آزادی.

حلقه های دود محاصره اش کردند.

 


جمعه بیست و هفتم آبان 1384 در ساعت 17:47 | مرضیه |