تبليغاتX
مانا مهر

:: خاتمی,معین و سهم من از دموکراسی

 

به نام خداوندگار آزادی و آزادگی

سلام به آنان که مسيحای جانشان جويای پويايی است:

در عبور هشتمين خرداد

نشسته ايم

سياه يا سپيد

به مرور مسيحای اعتماد

تا

ديگر بار

در حماسه فرياد

اقتدار برگ های سرنوشت

مشق انقلاب شوند

در فصل انتخاب.

درست ۸ سال پيش بود٬روزهايی تکرار نشدنی٬جانی دوباره يافته بود حيات

سياسی بعداز فضای بی تفاوتی و مکدّر سالهای گذشته.روزنامه سلام بود و

اوج بودنش.مقالات پی در پی و شرح زندگانی و ديدگاههای سيد محمد خاتمی.

لا بلای برگ هايش هم پوسترهايی گنجانده شده بود با همان لبخند هميشگی

که(او آمد پرده و پر بگشاييد).اشتياق و اشتياق و همه شور بود دميده شده در

کالبد جامعه بعد از يک انفعال طولانی.کسی می خواست فريادی زند در اين

تاريکی ها.کسی با ديدگاهی متفاوت و انديشه ای ديگر.اما در باور همگان

نمی گنجيد تأييدش از سوی مردمان.وقتی روز بعد از انتخاب پيروزی مسلّمش را

به نظّاره نشستند جماعت٬شعله کشيد بر عصاره جان آن همه نشاط و پويايی.

شور و شعور آميخته شد به هم و حلول نمود فضايی ديگر٬مطبوعاتی ديگر و

حاکميت ديدگاهی ديگر.اما در اين مدت ۴ ساله او را نواختند،همفکرانش را و

انديشه اش را و .....

سنگ اندازی های پياپی و جريانات پيچيده در کج فهمی ها.حماسه کوی دانشگاه

و تسلسل قتل های بی عدالتي.توقيف ها،گرفتن ها٬و بردن ها .تمام اينها گذشت

به بهايی بسيار گذشت تا انتخابی ديگر.و او در هيجدهم خرداد ماه دوباره آمد.

(مردی آمد.مردی در باران آمد.مردی با ياران آمد.)و نوشتند۲۰=۱۸+۲ و

تأييدش شد آرايی فراتر از ۲۰ ميليون (استوارتر و فزونتر از گذشته)

چشم ها و دل ها انتظار می کشيدند که در هزارتوی مصائب نور آزادگی فزونتر

شکاف زند سد تحجّر را.اما.......

گرچه لايحه اختيارات رياست جمهوری به ثمر نرسيد و تحصن نمايندگان مجلس

ششم هم بی پاسخ ماند در قبال غربال بی دليل شورای نگهبان در آستانه

انتخابات مجلس هفتم.و بعد روند عدم تعامل مناسب بين مجلس هفتم و اصحاب

قلم و مطبوعات صورت گرفت و خيلی انتظارات ديگر که می توانست بی پاسخ

نماند.اما انتظار منجی داشتن از مردی در کسوت رياست جمهوری هم خطايی

است سترگ.در يک جامعه بسته که سال هاست زير يوغ استبداد اين و آن است٬

ظهور آزادی حقيقی در آن يک شبه محال خواهد بود .گهگاه شايد بهتر از آنچه

اتفاق می افتد می تواند برخور نمود و ايستادگی کرد و پايفشاری بر احقاق آنها.

اما همواره نمی توان آن را عملی نمود و به تمامی خواسته ها جامه عمل

پوشاند.خصوصا اينکه اگر ارکان یک جامعه در قبضه يک نوع فکر خاص باشد و برای

به ثمر رساندن اهداف کوچک و بزرگ بايد از صافی فی گوناگون عبور نمود.خاتمی

۸ سال پيش از مفاهيمی سخن گفت که به جز نخبگان و دانشگاهيان و اهالی

فرهنگ تا حدود زيادی در ميان ديگر اقشار جامعه ناشناخته بود.مفاهيمی که از

آزادی نشان داشت و عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی. از حاکميت انديشه

گفت و از گفتمان مسالمت آميز به جای خشونت و.......

مردم خسته از خفقان و سرگرم روزمرگی ها شده با سخنانی آشنا شدند که در

آن شرايط به آن محتاج بودند و احساس نياز می کردند نسبت به فردی که

سکاندار اين نوع تفکر باشد و هادی شود آن را.(گر چه عده ای هم بسيار

بسيار ناآگاهانه به بهانه عملی شدن وعده هايی که اصلا در قاموس خاتمی

نبود پای به ميدان نهاده بوند).

تمام اميدها را به کسی دوختن و انتظار بهبود تمامی مشکلات و موانع را از او

داشتن جز یأس در بلند مدت چيزی نصيبمان نخواهد کرد.بايد دانست به جهت

انسان بودن يک شخص او نيز جايز الخطاست و نيز بايد بدانيم که يک نفر بدون

ياريگری يک مجموعه همفکر با آرمان های او قادر نخواهد بود تمامی خواسته ها

را عملی نمايد.هماره خطای کسی که در ذهنمان از او تصور يک قهرمان

ساخته ايم به آسانی نخواهيم پذيرفت.خاتمی ۸ سال پيش در چه شرايطی

زمامدار اين عرصه شد؟!

همه آنانی که اهل تأمل هستند می دانند که شرايط فعلی ايده آل ما نبوده ٬

نيست و نخواهد بود.ولی آيا ايران ۸۴ همان ايران ۷۶ است؟وجه ايران در ميادين

بين المللی همان است که قبلا بود .اينها به معنی تأييد تمام و کمال نيست .

بشر هيچگاه راضی نخواهد شد. در شرايطی انتظار برخوردهايی جدی تر را

داشتيم و نشد.مقاومت بيشتری را طالب بوديم ميسّر نشد.صراحت بيشتری را

خواستار بوديم محقّق نشد و.....

با همه اين انتظارهای تحقق نيافته بايد بدانيم کجا بوديم و کجا هستيم.همواره

نيمه پر ليوان را ديدن ارجح است.اين سطح شعور اجتماعی و آگاهی فکری به

راحتی به دست نمی آيد.رساندن ايران به جايگاه حقيقی و شايسته اش سخت

است و پر بها.قهرمان پروری نبايد کرد که هر انسان به تنهايی يک قهرمان

است.

مشکل اصلی فعلی ما یأسی است که گريبان گيرش شده ٬یأسی که در انتخابات

دوم شوراها تبلور يافت جز ماحصل رفتارهايی عده ای در شورا بود که بسترساز

چنين روندی شدند؟ کشمکش های مداوم و پرونده هايی که افراد قصد داشتند با

رو کردن آن ها مسائل زيادی را روشن سازند که هيچگاه هم محقّق نشد.اين یأس

ادامه يافت،فراگير شد تا انتخابات مجلس هفتم و اين شد که حالا شاهدش

هستيم.

بايد ماند و مبارزه کرد و حق را گرفت که حق هيچگاه دادنی نيست و مصداق آن

به روشنی در اين آيه مبارکه بيان شده که:

”ان الله لا يغيروا بقوم حتی يغيروا بانفسهم“

از ميان اين ۸ کانديدای تأييد صلاحيت شده نيز همه به جايگاه تک تکشان

آگاهيم.در اين چند روز گذشته نيز در مصاحبه های تلويزيونی ضعف بعضی از اين

کانديداها متأسفانه بيش از پيش آشکار شد.تنها گزينه ای که می تواند در شرايط

کنونی تداوم اطلاحات باشد و اين غافله را به سر منزل مقصود هدايت کند

دکتر مصطفی معين خواهد بود.ديدگاه دکتر معين و برنامه هايش در اين برهه

از زمان اگر اجرايی شود در فرآيند بنيادين اصلاحات گامی موثر خواهد بود.

ناديده انگاشتن اصلاحات کنونی نيز رعايت نکردن شرط انصاف است.يادمان باشد

مصالحه امام حسن(ع) بود که نهضت حسينی را چنين بسترساز شد و ظهور

شگفتش را رقم زد.

اينکه باز هم اميدمان به تحريم انتخبات باشد راهکارش نيست.فراموش نکنيم

که تحريم کمک به بازگشت ارتجاع است.

بايد وارد عرصه شد.نشستن و تحريم کردن جز واگذاری ميدان به رقبای ديگر

نتيجه ای نخواهد داشت.بايد از ۲۷ خرداد حماسه ای ديگر آفريد که حضور موثرتر

آزادی و آزادگی را پرفروغ تر به تماشا بنشينيم.اگر چه ۸ سال گذشته باشد بايد

با نگاهی نو به تجربيات گذشته از نو آغازيد.نبايد نشست و بعد حسرت خورد بر

آنچه که می توانستيم در شکل گيری اش سهيم باشيم .اگر ايده آل گرا باشيم و

نه جويای اصلاحات تدريجی همين تصور دکتر معين نيز در آينده در اذهان ما فرو

خواهد ريخت.بايد دانست که تحقّق همه آرمان های ما و نماينده ما به حضورشان

ايمان داريم مسيری صعب برای عملی شدن خواهد داشت.حداقل ها را نبايد قربانی

کنيم که ظهور حداکثرها به آن ها وابسته خواهد بود.

اگر به آزادی بنيادين و حقيقی می انديشيم بايد صادقانانه پای پيش بگذاريم،مشق

صبر کنيم که اقتدار ايران فردا در گرو استمرار کوشش امروز ماست.

بايد به پا خواست٬عزم نمود و جويا و پوبا فرياد کشيد که:

می سازمت وطن

 

 


یکشنبه دوازدهم تیر 1384 در ساعت 20:22 | مرضیه |