به نام حضرت عشق
سلام به مسیحادمان عرصه مهر:
قمار برگها
و درختانی که
در آستانه برزخند
بوسه های داغ آفتاب
که روی گونه های دختران تابستان
کمرنگ می شود،
جشن مهرگان
حضوری است
سرخ زرد نارنجی
که وقتی می رقصد
روی نگاهم
گلهای داوودی می نشاند
و روی ذهنم
طعم غروبهای خیسی که
آبستن حرمانند
خنده هایم را که
پیشوازش می کنم
لحظهای دور کیف و کتاب و مدسه ام
باز
عطر نرگس می گیرند
آنوقت است که
مبهوت
پرنیان خاطرات انار و نارنج و سیب
دوباره یادم می افتد
هنوز مشقهای دلم
خط نخورده!
مرضیه/پاییز ۱۳۸۴