تبليغاتX
مانا مهر

:: طالقانی مرد "مدارا،آزادی،شورا "

 

به نام حضرت عشق

سلام بر آنان که به انتظار نشسته اند طلیعه آزادی و آزادگی را:

شب میلاد سالار عشق،اسطوره آزادگی،خون مبارک خدا حضرت امام حسین (ع) بر

آنان که جویای حقیقتند مبارک باد.

۱۹ شهریور سالروز کوچ مجاهد نستوه معاصر پدر آیت الله طالقانی است.انسانی جویا و پویا

که تصویر دیگری از آیین اسلام را منعکس نمود.بزرگی که سیمای راستین آزادی و آزادگی و آیینه

صلابت و شهامت بود.چه بسیار انسانها با گرایشات مختلف جذب آیین مهرش شدند و چه

اشکها که در ماتم هجرانش جاری شد.انسانی که سمبل نابی بود از اندیشه ای متعالی.

یگانه ای که در آن روزها از ضرورت «مدارا، آزادی و شورا» سخن گفت.هم روزگارانش درباره آن

بزرگ مرد گفته اند:برخلاف ساير سران که همواره راهنمای چپ ميزنند و به راست

 می پيچند،ايشان گاهی راهنمای راست ميزند،اما به چپ می چرخد!مطبوعات غربی

 او را «آيت الله سرخ» می خواندند. حتی در خانوادة «ملی- مذهبی» نيز گاهی به شوخی

گفته اند : «مهندس طالقانی و آية الله بازرگان»!

خدایش رحمت کناد که اکنون بیش از پیش باید به نبود کیمیای وجود نازنینش رشک بریم. 

در پایان مرور می کنم گوشه هایی از کلام نغزش را:

«حقيقت مطلب اينست که عموما درست معنای مشروطيت و چگونگی انطباق آنرا

 در نظر نگرفته بودند. عده ای فتوا دادند.جمعی به جهاد برخاستند. دسته ای هم

 به مخالفت کوشيدند. به اين جهت هنوز بيشتر طرفداران درست نميدانستند از جهت

 اثبات از نظر دين چه ميخواهند.در نتيجه، عموم مردم مردد و گيجند و حکومت

 مشروطه در ايران و ديگر کشورهای اسلامی به اين صورت درآمده که مينگريد»

«هرچه انديشه قويتر قيام و حرکت بيشتر و شديدتر .. مردمی که ميزان ندارند،

 اصول ندارند، نميتوانند قيام کنند .. ملتهائی که هدف های برتری ندارند، مدتی حالت

 قيام دارند، بعد حالت قيود و لميدن و رکود و توقف»

«از ابراهيم خليل تا خاتم الانبياء، نخستين کارشان اين بود که بت ها از ذهن ها بزدايند.

 وقتی که بت ها از ذهنها و انديشه ها زدوده شد و توحيد خالص جای آنرا گرفت،

 بت های بيرونی و مظهرها، چه ماه و چه آفتاب، چه شاه باشد و چه قهرمانها، همه

 از ميان خواهند رفت، اگر رفتيد بت های فکری و ذهنی را شکستيد. بت هائی که

 سالها به معجزات او، انديشة او و خلافت او، دريافت او، لاف ها زدند و گزافه ها گفتند

 و دنيا را پر سر و صدا کردند.»

 تفسير آية 25 سوره حديد:

 «اين معنای رسالت، اين وظيفة رسل چيست؟ ليقوم الناس. برای اينکه مردم خود

 بجوشند و قيام کنند. نه اينکه آنها مردم را به پا دارند. بسياری از مکتب های دنيا

 هستند که در آن مردم چشم و گوش بسته بدنبال رهبرانشان حرکت ميکنند . ولی

 قرآن نميگويد که انبياء مردم را بپا دارند. ميگويد ليقوم الناس بالقسط. نه اينکه آنها

 را بلند کنند. بلکه اين مردم خفته، اين مردم لگدمال شدة .. تقاليد و نظامات فاسد و

 استبدادها، اين مردم بعد از آنکه شناخت پيدا کردند و معيارها بدستشان آمد و احوال

 و قوانين را درک کردند، آنوقت هر فردی خودش بلند بشود. نه اينکه اتکاء به ديگری

 داشته باشد. نميگويد انبياء دست آنها را بگيرند. ليقومهم و يا بلندشان کنند. در اثر

 تبيين، روشن بينی، معيارهای اصيل، احکام و قوانين، در پی روشنتر نمودن موازين

 زندگی، وقتی که اينها برايشان تبيين شد، اين امر حود بخود حاصل ميشود. يعنی

 مردم قيام به قسط ميکنند. مردم، ناس.»

«اصل آزادی است و مکتب هائی هم که در دنيا پيش آمده، انقلاب ها، پيش از مسئله

 اقتصاد و مسئله توزيع ثروت مسئله آزادی بود. آزادی به ضميمة قسط،

يعنی توزيع عادلانه.»

 

 


پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 در ساعت 2:18 | مرضیه |