کمرنگی،
لرزان؛
مثل نقشهای آبرنگ ِکودکی.
آنقدر که
در خلوت ِ چای و عصرهای دلتنگی،
رد ات را
میان ابرهای خاکستری بگیرم
به جای سبز ِ نوجوان ِ درخت...