تبليغاتX
مانا مهر

:: ایرانی به سر کن خواب مستی!

 

به نام آفرینشگر اندیشه های ناب

سلام به آنان که جویایند حقایق پنهان هستی را:

در باب شکست و پیروزی هر جریانی هماره تاریخ سخن بسیار رانده شده است.اما حقیقتا

 به ندرت مطالب نغزی در رابطه با چرایی این جریانات مطرح شده است و جای اینکه بعد از آن

 راهکار مناسبی برای مانایی پدیده پیروزی و خروج از پدیده شکست ارائه گردد بسیار

 خالی است.ابتلای جریان اصلاح طلبی به شکست در انتخابات ریاست جمهوری نیز

از این قائده مستثنی نیست.اصلاح طلبان به عنوان بخشی از حاکمیت درونی که البته

در شرایط کنونی خط قرمزی بین آنها و حاکمیت بعد از انتخابات و به سببب آرایش سیاسی

 جدید ایجاد شده است حالا شاید راحتر بتوانند بر نقد عمیقتر و اساسی تر خود اقدام

نمایند چرا که پیروزی آتی این طیف نیز در گرو ارزیابی دقیق امروز است.

۱- به زعم من یکی از مسائل اصلی که روند کار اصلاح طلبان را دچار مشکل می نماید

وابستگی آنان به مجموعه اقتصاد دولتی است.باید در جهت رفع این مشکل و استقلال

 مالی تصمیماتی اتخاذ کرد.مسئله ای که مهندس مهدی بازرگان با تاسیس کارخانه صافیاد

 نسبت به عملی نمودن این شیوه اقدام نمود.اگر چه شاید در ظاهر پدیده اقتصاد را بی ارتباط

 با مقوله سیاست بدانیم اما واقعیت این است که هیچ جریانی در عرصه کنونی بدون

 داشتن جایگاه پر قدرت اقتصادی نمی تواند به آمال خویش دست یابد.باید آرام آرام

 شروع نمود.کم نیستند افراد تحصیلکرده که حتی بیشتر نخبگان در میان طرفداران این طیف

قرار می گیرند و باید از نیروی فکری آنها استفاده کرد و نیز از سرمایه افرادی که تمایل

 به خدمت رسانی به جبهه اصلاحات را دارند کمک گرفت.تاسیس کارخانه های متعدد

 و ترغیب نیروهای شاغل در آنها به این گرایش فکری و انتقال آگاهی به آنها کم کم باعث تعمیم

 این فرهنگ در میان توده مردم خواهد شد.اگر چه مطرح کردن این مسائل در ابتدا جز آرزویی

 بیش نیست اما با ارائه برنامه ای منسجم و هماهنگ می توان به این مهم دست یافت.

البته باید در این میانه از فعالیت اردوگاه تحجر نیز غافل نشد و برای آن نیز چاره ای اندیشید.

۲- از آنجا که جو حاکم در شرایط فعلی گرایش افراطی به رویدادهای مذهبی

(ایام ولادت و شهادت) دارد می توان از این موقعیت ها استفاده بهینه کرد و در جهت انتقال

 آموزه های این گرایش نقشی ایفا نمود. این را نیز واقفیم که تندروی در بیان حقایق در این

 میان باز هم جز واپس گرایی چیزی نصیبمان نخواهد کرد.باید به طور فرسایشی این

 اقدام را به ثمر رسانید .باید از مسائلی که میزان حساسیت برانگیزی آنها کمتر است بهره

جست و سعی نمود طرف مقابل را خلع سلاح کرد و گر نه به هدف خویش نایل نمی شویم.

اگر اذعان داریم که هنوز گرایش عمده مردم به سمت پایگاه های مذهبی است باید روی این

 مسئله مانور دهیم.همانطور که جریان های متحجر مذهبی مآبانه می توانند ذهن

توده مردم را مسحور نمایند ما نیز باید در جهت پاکسازی این کج اندیشی های تاریخی

اقدام نماییم و مفاهیم نو را جایگزین آنها کنیم.باید مذهب را پویا جلوه داد و به آنان

 آموخت که ما از جمله طرفداران همان آیینیم اما به شیوه ای پویا و روشن.شکستن

 جمود فکری نیروهای اجتماعی در رابطه با مذهب از جمله راهبردهای اساسی خواهد بود.

۳- شاید بتوان شوک ناشی از انتخابات نهم را در چند روز بعد از آن طبیعی دانست اما اگر

 این روند طولانی شود در آینده دچار مشکل خواهیم شد.

چاره ای نداریم جز اینکه با انسجام بیشتر مرزهای خود با مردم را نزدیکتر کنیم

مسئله ای که در روزهای نزدیک به انتخابات موفق شدیم تا حدودی به آن جامه عمل

 بپوشانیم،اگر چه حالا شرایط سخت تر شده اما اگر مردم نزدیکی بیشتری بین خود و 

صاحبان این جریان فکری ببینند بالاخره به صورت بلندمدت در دید آنان تاثیر خواهد گذاشت.

۴- باید دایره فعالیت را سعی نماییم به قسمت هایی تقسیم نماییم: بخش مرکزی که

 افراد با سابقه وتجربه دار این گرایش هستند و باید با توجه به شرایط، بازتعریف مجدد

مسائل و ارائه راهکارهای جدید و برنامه ریزی منسجم را دستور کارشان قرار دهند.

بخش میانی که ضمن ارتباط با هسته مرکزی و سهیم بودن در طرح ایده های مناسب و

 اجرایی باید ارتباطی منظم و هماهنگ نیز با بخش بیرونی که مسئولیت انتقال این راهکارها

 را به سایر لایه های اجتماعی داراست داشته باشند.این فرآیند باید به صورت جدی با

 بروز رسانی اطلاعات سیاسی، اجتماعی فرهنگی و ارائه راه حل های جدید از

 بالا به پایین و بالعکس جریان داشته باشد یعنی اگر چه حیطه مسئولیتها را مشخص

 کرده ایم اما باید به صورت دوره ای این بخش ها در کنار هم طبق زمان های مشخص حاضر

 شده در باره مسائل اظهار نظر نموده ،گزارش عملکرد و میزان مقبولیت طرح ها را ارائه و

 بررسی نمایند و این به معنی اینست که در بین تفکیک مسئولیتها ارتباطی دائمی

 بین اعضای بخشهای مختلف برقرار باشد.همچنین این دایره باید در جذب نیرو نقش

 فعال داشته باشد.افراد مستعد را شناسایی  کند و پس از تفهیم ایدئولوژی این جریان

فکری از آنان بهره جوید.ضمنا دایره مدیریت اصلی این مجموعه نباید بسته و منوط به یک

 سری اعضای خاص باشد زیرا وقتی یک مجموعه دارای انحصار خاصی باشد ناخودآگاه

 اعتماد از دیگران کارآمد خواهان پیوستن به این مجموعه از بین می رود و این با اصل

 آرمان مجموعه در تناقض خواهدبود.در واقع باید در بکارگیری فرد کارا و پویا در مدیریت

به شیوه ای دموکراتیک و بر طبق مصالح کلی مجموعه اقدام نماییم و آن را از شائبه

مادام العمری خارج نماییم.به گمانم لازمه به ثمر نشستن افکار و ایده های ناب و

 عملی و کسب موفقیت های بعدی تنها در سایه پذیرش یک فرآیند دینامیک خواهد

بود.مطالب ارائه شده در بالا الزاما شاید صحیح نباشد.قصد حکم صادر کردن هم به هیچ عنوان

 نبوده  فقط طرح نکاتی بوده که به ذهنم رسیده و امیدوارم دوستان صاحب نظر با ارائه

 راهکارهایی نوین و مناسب  در هر چه اثربخش تر بودن و به مرحله عمل در آمدن اهداف

 این مجموعه اقدام نمایند.

در انتها شعری که سالیان دور با طنین آوای استاد شجریان ماندگار شده را مرور می کنم:

ایرانی به سر کن خواب مستی

بر هم زن بساط خودپرستی

که چشم جهانی سوی تو باشد

چه از پا نشستی

در این شب

سپیده نادمیده

تیغ شب

به خونش در کشیده

امید چه داری از این شب

 که در خون کشیده سپیده

تیغ بر کش آذرفشان

نغمه ها را تندری کن

در دل شب

رخ بر فروز

کار مهر خاوری کن

از درون سیاهی برون تاز

پرچم روشنایی برافراز

تا جهانی از تباهی وارهانی

نیمه شب را تیر بر دل بر نشانی

با خواری در روزگار

ننگ باشد زندگانی

مرگ به تا چنین زندگانی

ای مبارز

ای مجاهد

دل یکی کن

ره یکی کن بار دیگر

راه بگشا

سوی شهر روشنی ها

روزگار تیرگی ها بر سر آید

 


جمعه چهارم شهریور 1384 در ساعت 1:52 | مرضیه |