به نام حضرت عشق
سلام بر آنان که جانشان چشمه در چشمه نور است:
شعر کوتاهی است پیشکش در گرماگرم این روزها:
باران بی دریغ آفتاب
روی شانه های شهر
طلوع دوباره بادبزن های مهربانی
و دهانها
که عطش را
صریح صریح مشق می کنند
هرم نفسهای باد
که آرزوی باران را
می چکاند روی دل
رقص هندوانه ها
و دقیقه های شاد بستنی
این ها یعنی
تابستان
که روی ردپای بهار
پابرهنه لبخند می زند!