تبليغاتX
مانا مهر

:: هرم نفسهای تابستان...

 

به نام حضرت عشق

سلام بر آنان که جانشان چشمه در چشمه نور است:

شعر کوتاهی است پیشکش در گرماگرم این روزها:

باران بی دریغ آفتاب

روی شانه های شهر

طلوع دوباره بادبزن های مهربانی

و دهانها

که عطش را

صریح صریح مشق می کنند

هرم نفسهای باد

که آرزوی باران را

می چکاند روی دل

رقص هندوانه ها

و دقیقه های شاد بستنی

این ها یعنی

تابستان

که روی ردپای بهار

پابرهنه لبخند می زند!

 


شنبه بیست و نهم مرداد 1384 در ساعت 15:46 | مرضیه |