این روزها ملکوت ِگل محمدی است. دلم رها شدن می خواهد میان
گلستان اش...دو تار بزنند و یکی یکی مُهر کنی لحظه ها را با
صورتی ِ مخملین نگاهشان... تبرّک نیمه های بهار است. بهشت
میان اردی بهشت. که شمیم شاهدان بازاری را، آنقدرها بنشانی
توی سینه، مگر نازل شود آیه های پرده نشینی میان رگ هایت....