تبليغاتX
مانا مهر

:: حیرانی

 

امان از وقتیکه چگالی سوژه ها بیشتر از ظرفیت زمانی و آن میزان

 

شرایط مساعد برای پر و بال دادنشان باشد. و خوب آن میانه، لحظه ای 

 

که قصد گزینش داری، انگار هر کدام ملتمسانه تو را می خوانند که

 

بی درنگ برگیزینی شان. صعب است بسی! می شود کانّه موقعیت

 

یک خانم معلم / آقا معلم دبستانی که می خواهد برای امری از میان

 

نوگلان باغ علم(!)، با آن معصومیت و برق ویژه چشمهایشان، انتخابی

 

داشته باشد. و درست در همین اثناء است که قیل و قال همگانیشان

 

برای ربودن فرصت طلایی یکباره برمی خیزد:

 

اجازه! اجازه! تو رو بخدا، ما، ما....

 

بعد تو می مانی و یک جور استیصال تمام عیار، نیز مقادیر معتنابهی

 

چه کنم، چه کنم....

 

پ.ن: 

 

چه کنم؟

 

 


پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 در ساعت 2:22 | مرضیه |