شهریوری که پیچیده شود به " سرود گل "، شهریور دیگری است....
هنگامه ای که باید گفت "ساقیان سرمست در کار آمدند ". آوای تار و
شورانگیز حسین علیزاده و گروه هم آوایان،" شب چراغ عشق "*را در
سینه هامان آویخت تا به ملکوت لحظه ها مهمان شویم و " پرواز تا
شهر صبح"*را تجربه گر...چقدر خوش بود دقایقی که آوای بانو افسانه
رثائی و پوریا اخواص درهم می آمیخت، انگار نشسته باشی روی
بال پرنده های عالم بالا....چه نوآوریهای عجیبی داشت مجید خلج
وقتی پنجه هایش هنرمندانه روی تنبک رقص می گرفت.رباب نیما
علیزاده و جاهایی که احساس کردم گل قطره های شبنم است که
می چکانند روی دل، "زهی رباب دل من به دست چون تو ربابی"....
پیام جهانمانی و بی نظیر ِ بم تارش...سپاس از استاد علیزاده و
ذوق یگانه اش، که چنین سرشار و مستامست می کند حال ما را
در میان قیل و قال زمانه و نیز آنکه در میان اینهمه خودمحوری های
نامبارک موجود در موسیقی روزگار ما، همدلانه نوآموزان این عرصه
را همراهی می کند و از پتانسیل و استعدادشان بی واهمه بهره
می جوید.....
پ.ن۱:
"قطعه گذار" تار پیام جهانمانی ( گوش کنید )
پ.ن۲:
عنوان و عبارات ستاره دار برگرفته از نام تصانیف و قطعات ساخته
شده توسط حسین علیزاده است که در کنسرت اخیر اجرا شد.