لحظه هایی اندک مانده تا مرد گفتمان از کرسی ریاست جمهوری
برخیزد. انسانی که ۸ سال تلاش نمود از مفاهیمی سخن بگوید و
دفاع کند که در جامعه ی ما نایاب بود. سعی خود را بر این گمارد تا
نهادینه شود در متن جامعه، فرهنگ صبر و تحمل مخالف. مرزبندیهای
خاص ارتباطی حاکمان با مردم را فرو ریخت، گرچه در بازسازی اش
نتوانست به شیوه ای درخور عمل نماید. ادبیاتی دیگر را در عرصه ی
سخن، خصوصاً در جهان سیاست بدعت نهاد و چهره دیگری از ایران و
ایرانی را منعکس نمود. کوشش کرد تا مردم، مهر را هم، در سیمای
سیاستمدار به تماشا بنشینند. انتقاداتی نیز به او وارد است؛ چونان
که هر انسان خاکی. و بیش تر به سبب برهان های گونه گونی که
می دانیم. عرصه ی تجزیه و تحلیل ها، محل انعکاس اوج ها و فرودها
است. یکدست شدن حاکمیت و تغییر فضا، فرصتی خواهد بود جهت
نقادی ِ منصفانه ی دوران ۸ ساله. این روزهای باقی مانده مجال
مناسبی است برای تقریر حرف های نگفته. برای بازگو نمودن کلامی
دوستانه، در بدرقه ای بارانی. برای روزهای نیامده، که روزهای عریانی
است...