تبليغاتX
مانا مهر

:: این تحریمی های گرامی....

به نام آفرينشگر مهر:

سلام به آنان که عاشق نورند:

اين روزها دايما در ذهنم آوای استاد شجريان می رقصد که:

به سکوت سرد زمان به خزان زرد زمان

نه زمان را درد کسی نه کسی را درد زمان

......

نه همزبان دردآگاهی که ناله ای خرد با آهی

.......

 بعد از گذشت چند روزی از تب و تاب فضای انتخاباتی با وجود تمامی

مسايل مطرح شده در عدم استقبال مردم از انديشه های اصلاح طلبان وقتی

 عميق می شوم می بينم در اين ميانه  حدود ۱۸ ميليون نفر هم  انگشت های

 سبابه شان  در اين انتخابات به جوهری مزين نشد؟! اينکه  اينان از عدم شرکت

در جستجوی چه بوده اند بماند .اما بيشتر از همه از رای آنانی متعجبم که در دور

 اول که کانديدايی حضور داشت که انديشه هايش بر مدار آزادی و آزادگی می گرديد

 و از مفاهيم پوياتری سخن می گفت شرکت نکردند و درپی تحول ساختاری بودند

 آنهم به سرعت و  در اين جامعه استبداد زده!!

يا خوشبینانه تصور می کردند که همان فرد انتخاب خواهد شد  اگر چه آنها رای

 ندهند و يا می انديشدند با ندادن رای زمينه مساعد خواهد شد و کسانی از

 ملکوت به دادشان خواهند رسيد و قدرت را از چنگال بعضی ها خواهند گرفت و 

جامعه ای انسانی را برايشان رقم خواهند زد .اما بعد از اعلام نتايج به هراس

افتاده و  خواهان آن شدند که در اين شرايط بحرانی و نبود نيروهای ملکوتی!

خود وارد عرصه شده و از بين دو گزينه موجود به جانبداری از فردی برخواستند که

  که کمتر جامعه را دچار عقب گرد می کرد.و شتابزده همگان را به شرکت در

انتخابات و رای به گزينه مورد نظرشان توصيه می کردند.آيا اگر اين شتابزدگی را

 در دور نخست به خرج می دادند ما و آنها وضعيتمان حالا چنين بود.شرکت در

 مرحله اول  که اختلاف آرا  ۱ تا ۱.۵ ميليون بود را واگزاردند تا در گير شرايطی

چونان مرحله دوم گرديم و امروزمان چنين........

عادت کرده ايم هماره وقتی زمان داريم بهترين را در شرايط موجود برنمی گزينيم 

و زمانی که عرصه تنگ شد و شرايط دگرگون آنوقت تازه بيدار می شويم به فکر

می افتيم که از بين راهای نامناسب باقی مانده باز راهی را برگزينينم که کمتر

دچار آسيبمان کند و بسته نشود همان روزنه های حداقلی مان.به راستی اينان

حالا وجدانی آسوده دارند ؟!

 


یکشنبه دوازدهم تیر 1384 در ساعت 20:28 | مرضیه |