تبليغاتX
مانا مهر

:: ایران امروز و چالش های فرروی آن

 به نام خداوندگار آزادی

سلام به آنان که جويای حقيقتد:

ساختار جامعه ايراني يه علل گوناگوني دچار تحول شده است.و اين انتخابات

تبلور حقيقت پنهان اين جامعه است.اين اتفاق بايد مي افتاد اين شكاف بايد ايجاد

می شد تندروي ها و كندروي ها حالاست كه رخ مي نمايد.مردم را نمي توان متهم

کرد که هماره تاريخ چنين بوده اند .متاعي كه ارزان استدر جامعه ما بيداری و

 آگاهي است.مردم رها شده اند در گردابي سترگ .

اگر لااقل ببينی تهران را چهره شهر به تصاوير احمدی نژاد مزين شده و اينان

چونان جماعت رها شده از بند 8 ساله سراسيمه اذهان را مسحور کرده اند. رفتار

مردم عجيب شده و روشنفكرهاي ما چه آنان كه با رای به گزينه ديگر مي خواهند 

 حق تنفسشان نيز از بين نرود و چه آنان كه بي هيچ اقدامي حكم مي رانند و

متهم مي كنند متاسفانه عنان كار از دستشان خارج شده است.گمان كنم آن

 دسته كه به دادن رای اقدام كرده اند آماج اتهامات بيشتري هستند چه از

 جانب دسته ديگر روشنفكرها كه خواستار ندادن رای هستند براي اينكه گمان

 مي كنند با اين اقدام مشروعيت نظام تهديد خواهد شد و چه از جانب طرفداران

اصيل هاشمی كه متهم مي كنندشان چرا قبلا به جانبداري اش برنخواسته ايد

 و حالا كه فضاي برايتان تنگ شده و ناكام مانده ايد به اين گزينه متمسك شديد

و چه از جهت گروههاي طرفدار احمدی نژاد كه مرتب با شكست در انتخابات و

حالا اقبال به كانديدايي ديگر به سخره شان مي گيرند.حقيقت اينست كه چهره

عريان جامعه در اين شرايط بحراني خودش را نشان مي دهد. با مردمي كه هنوز

 با انديشه های رجايی خواستار ايراني آزاد و آبادند چگونه مي توان برخورد كرد.

بعضی از اين جماعت همانانی هستند که می خواستند خاتمی بيايد تا فقط

کشف حجاب را برايشان ارمغان آورد و امروز احمدی نژاد مصداق اقتصادسالم و

ساده زيستی و مردمی بودن است در منظرشان.اين زوايای پنهان بايد رخ نمايی

کند .مردم اغلب تابع هيجانات در شرايطند شايد رای به خاتمی هم چونان با تامل

نبوده و يا شايد انتظارشان بسيار بود و در عمل تحقق آمالشان را نديدند و يا شايد

 اصولا مردم هر چقدر هم کاری را انجام دهی نخواهند بينای آن باشند شايد هم

ما نتوانستيم از عرصه ای که به ما واگذار شد بهين استفاده را کنيم يا شايد

 زير ساخت ها ناسالم هست و اينها راه چاره نيست بايد دقيق شد و بررسی کرد

علت را يافت.حالا با وجود درک اين مشکلات در شرايط کنونی تلخ است بسيار

 ولي بايد پذيرفت كه راي به هاشمی هم عملي سنجيده نيست اما زماني كه

 هراس از تاريكي تو را نابود خواهد كرد بايد با خيال روزني دل خوش كني.معضل

 جامعه ما با اين راهكارها درمان نخواهد شد.اما ما بايد خود را با 2 حادثه

روبرو كنيم ۱)اگر هاشمی پيروز انتخابات شد كه بايد با همين حداقل ها آرام آرام

 بستر سازي حداكثرهارا كنيم (تازه آن هم در شرايطي كه اينان بر انديشه های

فعلي شان يعني قبل از پيروز شدن پایداری كنند)بايد فرسايشي آگاهي را افزايش

 داد از عناصر بيدار استفاده كرد و راه حل هاي آنان را پذيرا شد و به مرور بهترين

 آنها را در جامعه ارايه كرد.۲)در صورت پيروزي احمدی نژاد شرايط به گونه اي ديگر

 خواهد شد ساختار حاكميت يكدست مي شود و آنوقت است كه بايد ديد اين

مردم آشفته چگونه با اقدامات اينان كنار مي آيند ؟! تاريخ نشان داده كه تكامل

برگشت پذير نيست .اين كوته فكري ها روزي برچيده خواهدشد البته نه براي همه

اما افزايش آنها براي آگاهان مهم است.بايد همين روشنفكرهاي ما دوباره به

بازبيني و بازبيني خود و عملكردشان برخيزند تا دريابند نقص در كجاست و

 چگونه مي توان بهترين گزينه را برگزيد.آدمي براي اصلاح خودش سالها با اژدهای

 نفس كه هر روز قصد چيره شدن را دارد می جنگد تاطريقي بهين را برای

شکست او برگزيند حال چه رسد به جامعه كه اجتماع اين همه اژدهاست . بايد

 واقع گرايی را گسترش داد و بعد عينيت بخشی کرد به آنچه مطالبات ماست.تا

نياز زيستن روزمره مردم مرتفع نشود ناز انديشه های روشنفکری را نمی خرند.

نفوذ در متن اجتماع و ترويج باورهای فکری و فرهنگی اساسی ترين اقدام در آينده

خواهد بود. امروز ما اينست.بايد ارزش گذشته را دانست در آنچه به ما می

آموزد تا فردای ما روشنای مسيحای شور و شعور را به تماشا نشيند.

باشد که با لطف حضرت دوست تکه ای از افلاک را بنشانيم بر اين خاک کهن.

 


یکشنبه دوازدهم تیر 1384 در ساعت 20:27 | مرضیه |