به نام آنکه پر نقش زد این دایره مینایی
اقدام به تخریب حرم امام هادی (ع ) و امام حسن عسگری (ع) از
جانب هر فرد و گروهی که صورت گرفته باشد مذموم است.مطمئنا
تخریب مکانی که سبب رنجش دوستداران آن شد نه از باب بنا و
خشت و گنبد آن که به سبب ارادت و احترام معنوی ایست که به آن
آستان دارند.امری صورت پذیرفته، که به تحرکات بسیاری منجر شده
و ظاهرا هم ادامه دار خواهد بود.در اینکه باید به شیوه ای مناسبی
با این مسئله برخورد کرد و نسبت به انجام آن اعتراض نمود شکی
نیست.اما در همین ساعات گذشته بارها این سوال در ذهنم چرخ
خورده که چگونه حضراتی که از این رویداد چنین برآشفته اند ( و تا
آنجا که به اعمال افراطی هم منجر نشود کاملا طبیعی است ) خود
به طور مستقیم و یا غیر مستقیم واکنشی نسبت به تخریب
حسینیه اختصاص یافته به صوفیان که در قم تخریب شد ندادند
و یا شاید هم از این اقدام به نوعی دفاع کردند! قصد مقایسه اهمیت
این دو مکان را به هیچ وجه ندارم اما به گمان من در ذات این دو اقدام
هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند چه آنکه مکان و محل حضور صوفیان و یا
هر فرقه و گرایش دیگری ممکن است هم اندازه برای آنها محترم باشد
که حرم مبارک حضرت هادی برای ما.برچیدن مکانی در قم که به زعم
بعضی ها! مکانی بوده که سبب گسترش انحرافات و بدعتهای نوینی
می شده وقتی به سادگی صورت می پذیرد دیگر نمی توان از دیگران
و دیگران انتظار این را نداشت که به حریم ما خدشه ای وارد نکنند!
حقیقتا این دوگانگی رفتاری که این روزها شاهدیم را نمی توان به
راحتی توجیه کرد.اگر این جماعت!عاملان این جریانات را کینه جو و
خشنوت طلب و...می دانند که تقریبا دیگران اهل تامل هم این موضوع
را تصدیق می کنند، پس ایشان با پیروی از کدام اسلام! اقدامی
شبیه به تخریب حرم ائمه اما با اشل هایی کوچکتر را مباح می دانند؟!
آن وقت چگونه و از چه روی در این شهرآشوب می توان داعیه دار
دفاع از آیین مهر محمد(ص) شد؟!