به نام خداوندگار مهر
چرخ می زنی
میان عریانی این روزهای رازآلود
کلاغ ها را بهانه می کنی
که مرور کنی
خاطرات شبزده را
پلک می بندی
باد می وزد
و خون
دیوانه وار می دود میان رگ هایت
آستانه عصیانت تحریک می شود
حالا
ایستاده روی نبض رُستن و رَستن
حنجره ات
حضور مبارکی می شود
که در مقام بیداد
برانگیخته شود دردواره هایت
روی جنون زمانه!
مرضیه/ ۲۵ بهمن ۱۳۸۴