تبليغاتX
مانا مهر

:: در حاشیه یک اعتراف!

 

به نام حضرت دوست

" چند هفته پيش نمى دانم در كدام كانال تلويزيون يا ماهواره به طور

اتفاقى «دلشدگان» على حاتمى را از نيمه ديدم و با تعجب ملتفت

شدم كه از اين فيلم خوشم مى آيد. نمى خواهم بگويم كه فيلم

خوبى بود، اما به نظرم آرام و صميمى آمد و يك جور متانت و نجابت

ايرانى داشت كه به دلم نشست. خلاصه طورى بود كه نمى  شد

نديد و نديده گرفت. بعد يادم آمد كه چند سال پيش خودم داور

جشنواره فجر بودم و همين «دلشدگان» در مسابقه بود، اما من اصرار

داشتم كه فيلم بدى است و بايد نديده گرفته شود. ما «دلشدگان»

را نديده گرفتيم و گذشت… نكته جالب اينكه تا چند سال بعد هر جا

كه صحبت از داورى در جشنواره مى شد، من لاف مى زدم كه داورى

جشنواره در دوره اى كه خودم داور بودم، داورى خوبى بوده و از

سياست بازى دور بوده و فقط سينماى ناب را در نظر داشته است."

متن بالا قسمتی از  سرمقاله روز سه شنبه روزنامه شرق است به

قلم بهروز افخمی که به دلم نشست!

در این میانه شهرآشوب که هر کس داعیه دار چیزی است و خود

 را مبرا می داند از انجام هر گونه خبطی ، صداقتش در اعترافی

که کرده تحسین برانگیز است . از گفته های او می توان به ریشه

بسیاری از مسائل پی برد و حتی می توان آنرا به خیلی از جریانات

این مملکت تعمیم داد و دریافت که چرا هماره درگیر هزار و یک جور

سیاست بازی و باندبازی هست امورات این سامان و آنطور که

شایسته و بایسته است راه نمی یابد به سر منزل مقصود!


 


پنجشنبه ششم بهمن 1384 در ساعت 16:55 | مرضیه |