تبليغاتX
مانا مهر

::

 

حلول می کنی

میان مصاف ِ بی امان ِ منْ با منْ

و عصیانی پیچ ِ هیچی که

نازینه

گلوگاه نیاز را نشانه رفته است

حلول می کنی

و دل قیام می کند

به رسم شوقستان

که ریحانی است، الحانی

صبوح نور و صبح آینه

انجماد نطفه ای که سرکش است

و نقض منطقی که

سبز نیست....

شهریور ۸۶

 


شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 در ساعت 17:28 | مرضیه |

::

 

روزه جسد باز ایستادن است از طعام و روزه دل نگاه داشتن دل است

از وساوس آثام، روزه روح، عدم التفات است به کل انام و روزه سر

استغراق است در بحر مکاشفه و مشاهده علی الدوام. آن که روزه

صورت دارد افطار او در شب باشد و آنکه روزه معنی دارد افطار او در

وقت لقاء رب باشد که " صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته ".....

ملاحسین کاشفی

 


شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 در ساعت 17:25 | مرضیه |

:: اندر احوالات صنعت!

 

پارسال تا سرحساب شدم نمایشگاه صنعت پایان یافته بود، امسال

اما خوشبختانه توانستم آن حوالی ها آفتابی شوم و متاسفانه آنکه

نمایشگاه نسبت به دوسال گذشته به گمان من دچار افول شده بود!

ظاهرا نمایشگاه صنعت بیش از آنکه فرصتی برای عرضه تولیدات

داخلی باشد، عرصه مناسبی است برای نمایش دستاوردهای صنعتی

سایر کشورها از پیشرفته ترین آنها گرفته تا محصولات همین

همسایگان گرامی همجوار! به زعم من شاید بتوان گفت که شاخص ـ

ترین تولیدات داخلی در صنعت کشور ما در زمینه قطعه سازی

است.در بخشهای الکترونیکی که به شدت دچار ضعف هستیم. در

زمینه کنترلرها و plc ها و....با نهایت تاسف همانند دو سال گذشته

تعداد بسیار محدودی از بانوان محترم را در نمایشگاه رویت کردم!

نمی خواهم تنها به مشاهده نیمه خالی لیوان بسنده کنم و صرفا به

ذکر کاستیهای نمایشگاه مذکور بپردازم، که اولا چنین رویدادی اتفاق

مبارکی است به دلایل بسیاری. محمل مناسبی است جهت آشنایی

صنعتگران و دانشجویان و سایر افراد با محصولات صنعتی و

ماشین آلات نوین مربوطه و شرایط مساعدی است جهت ارتباطات

فی ما بین شرکتهای داخلی و تولیدکنندگان خارجی و فرصت مغتنمی

برای آگاهی از اینکه نسبت ما با تولیدات و خدمات صنعتی در بازار

جهانی چگونه است. اما به هر روی با این همه، خدا را خدا گفتن که

عیب نیست، چرخ صنعت ما مقادیر بسیار زیادی لنگ می زند و

راهکار برون رفت از چنین شرایطی، تا وقتی موانع بسیار از جمله

سیاستگذاریهای نادرست و مدیریت های آنچنانی و عدم توجه به

ایده های تحقیقاتی سازنده و سهولت جهت ایجاد فرصتهای

مناسب شغلی در این زمینه و راحت طلبی های ذاتی همچنان به

قوت خود باقی باشد، چرخ صنعت ما نیز همچنان خواهد لنگید!

نمایشگاه صنعت / تهران / شهریور 86

 


پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 در ساعت 3:16 | مرضیه |

:: تو ساده تر از سلام بودی ای مرد....*

 

بعضی آدمها را هیچگاه ندیده ای، هیچگاه. اما از کودکی با آنها بزرگ

شده ای. در تو خانه کرده اند. اندیشه شان با توست. با باورهایت

عجین شده اند. طالقانی یکی از همین آدمهاست برای من. آدمی که

مسلک اش را هزارباره دوست دارم. تعاملات و بینش اش را. نوع

مناسبات اش هنوز مبهوتم می کند. طریقی که بی هیچ هراسی

برگزیده بود. که تابع هیاهوی روزگار نشد. سازشکاری نکرد. رفتاری

محافظه کارانه نداشت و مسامحه ای بی خودانه. دغدغه آدم و

آدمیت را داشت. مهری بی دریغ و بی دروغ.....

افسوس، افسوسی عمیق که نیست. که نبود زمانی که باید

می بود.....

السلام علینا و علی عبادالله الصالحین.....

* سلمان هراتی

 


دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 در ساعت 23:45 | مرضیه |

:: سرود گل

 

شهریوری که پیچیده شود به " سرود گل "، شهریور دیگری است....

هنگامه ای که باید گفت "ساقیان سرمست در کار آمدند ". آوای تار و

شورانگیز حسین علیزاده و گروه هم آوایان،" شب چراغ عشق "*را در

سینه هامان آویخت تا به ملکوت لحظه ها مهمان شویم و " پرواز تا

شهر صبح"*را تجربه گر...چقدر خوش بود دقایقی که آوای بانو افسانه

رثائی و پوریا اخواص درهم می آمیخت، انگار نشسته باشی روی

بال پرنده های عالم بالا....چه نوآوریهای عجیبی داشت مجید خلج

وقتی پنجه هایش هنرمندانه روی تنبک رقص می گرفت.رباب نیما

علیزاده و جاهایی که احساس کردم گل قطره های شبنم است که

می چکانند روی دل، "زهی رباب دل من به دست چون تو ربابی"....

پیام جهانمانی و بی نظیر ِ بم تارش...سپاس از استاد علیزاده و

ذوق یگانه اش، که چنین سرشار و مستامست می کند حال ما را

در میان قیل و قال زمانه و نیز آنکه در میان اینهمه خودمحوری های

نامبارک موجود در موسیقی روزگار ما، همدلانه نوآموزان این عرصه

را همراهی می کند و از پتانسیل و استعدادشان بی واهمه بهره

می جوید.....

پ.ن۱:

"قطعه گذار" تار پیام جهانمانی ( گوش کنید

پ.ن۲:

عنوان و عبارات ستاره دار برگرفته از نام تصانیف و قطعات ساخته

شده توسط حسین علیزاده است که در کنسرت اخیر اجرا شد.

 


شنبه هفدهم شهریور 1386 در ساعت 17:46 | مرضیه |

:: پیش درآمد شور شهریوری....

 

 

عقربه های ساعت که می ایستند روی نقطه آغازین بودنم، هجوم

 

احساس های گونه گون است که سُر می خورند توی دلم و سَر

 

می روند از توی چشمهام....آرامی که باید با من نیست. چرخ

 

می خورم در مدار لحظه های شک زده. نوسان چیزی در من به اوج

 

می رسد و نگرانی عجیبی که می شود ترجیع بند همارگی

 

ثانیه هایی چنین...انگار روی خطوط اضطراب راه می روم با ته مزه

 

شیرین خاطره ای، آمیخته با یک جور حس سرخوشی که رنگ

 

گونه های گل ِمحمدی است...مرور می کنم تقویم رنگ رنگ روزهایی

 

را که تاریخ روزگار منند، چندگانه اندوه و حسرت، شادی و شکر،

 

هاشور می زنند دقیقه های مشبک مرا، در شعاع آفتاب طرب بودن

 

و در طریق ابر گام زدن....ایستادن روی مرز زمان و گریزی که از خویش

 

است به خویش.هراسی پنهان، نفسی رها نمی کندم، داغ می کند

 

میان ماضی و مستقبل، اسپند دغدغه های اکنون مرا.به سایه روشن

 

سرنوشت فکر می کنم به روزگار خوب، بد، زشت، به سپید

 

مهربانی های تو که اردیبهشت من است و می وزد نسیم وار بر

 

خشت خشت من....به روشنای امیدی که از میان دریغ های

 

هزارباره ام زاده می شود هر بار، گل پونه ای می کند دلم را و پیوند

 

می زند به آیین آیینه و در شهرآشوب جان و تن، آسمانخواهی

 

من ِمن را مجال پرنده شدن می دهد....

 

 


سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 در ساعت 23:55 | مرضیه |

:: دین و مدرنیته (2)

 

دومین سمینار دین و مدرنیته

پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹ حسینیه ارشاد

 


سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 در ساعت 23:45 | مرضیه |

::

 

نمی دانم حضرات آنگاه که باید، طومار به زعم خودشان ناهنجاریهای

اجتماعی، یک تجمع آرام، یک نشست، یک جریان فکری را طی

یک مدت کوتاه و گاه حتی یک شبه در هم می پیچند اما از

ساماندهی یک سری مشکلات ساده اجتماعی، شانه خالی

می کنند و چنان خودشان را به کوچه علی چپ می زنند که مپرس!

تلخ می شوی وقتی به مواردی برخورد می کنی که با یک مدیریت

صحیح برای جماعتی که داعیه مدیریت موثر دارند،می شود شرایطی

را فراهم آورد که افراد یک جامعه حداقل در بهره مندی از نیازهای

ساده روزانه درگیر مصائب بسیاری نشوند.بهره مندی هایی که

ارتباط مستقیمی با سلامت شهر و شهروند دارد و نتایجشان اگر

کلان نگاه کنی به نفع جاه طلبی های همین جماعت خواهد بود!

 


یکشنبه یازدهم شهریور 1386 در ساعت 0:14 | مرضیه |

:: به احترام نور او قیام کن قیام کن...

 

شراب می دهند هان دو دست را سبو بگیر

دو دست را بلند کن بلند شو وضو بگیر

سبو وضو گرفته با شراب سرخ چشم تو

وضو گرفته با گلاب ناب سرخ چشم تو

بیا و سرمه ای به سایه های پلک شب بکش

و سرخی انار را به لب بزن به لب بکش

شراب می دهند هان دو دست را سبو بگیر

دو دست را بلند کن بلند شو وضو بگیر

عبیر و عود و مشک را سپند دانه دانه کن

چراغ داغ باغ را تجلی جوانه کن

طلوع دف شمس را به صبح من غزل بگو

دو بیت ازشکر بخوان سه مصرع از عسل بگو

شراب می دهند هان دو دست را سبو بگیر

دو دست را بلند کن بلند شو وضو بگیر

به احترام نور او قیام کن قیام کن

در آسمان ترین زمین، ستاره زد سلام کن ( گوش کنید ) 

 

 


چهارشنبه هفتم شهریور 1386 در ساعت 12:22 | مرضیه |

::

 

 

شعر، مهربان ِشعر، هنوز هم بهترین پناه لحظه های من است،

 

سبزآبی ترین حسی که هدیه خالق نخستین مصراع شعر هستی

 

 است..... دیدن دوباره قیصر امین پور روز آغازین خرداد در شهر کتاب

 

مرکزی در نشستی با نام "شعر و کودکی" که من روزگار خویش را

 

به نوعی وامدار هر دوی آنهایم، شاید سببی شد برای پیوند دیگرباره

 

جوانه های تازه جهان شعر با من.اینها که گفتم بهانه ای بود تا بگویم

 

فردا هم شهر کتاب نشستی دارد با نام "دستور زبان عشق"

 

که نام تازه ترین مجموعه شعر آقای امین پور است و به نقد و

 

بررسی همین مجموعه خواهد پرداخت. اگر حوصله اش را دارید و

 

زمانش را و زمینه فکری تان با شعر و شاعری همخوانی هایی دارد،

 

می توانید ساعت 17سری بزنید به حافظ، نبش زرتشت!

 

پ.ن: غزلی از "دستور زبان عشق"

 

سیل شادی است و شادباش ها!

سیل گل بریز و گل بپاش ها!

 

باز در دلم شکوفه می کند

باغ کاغذین شادباش ها

 

هرچه کاشتم به باد رفت و ماند

کاش ها و کاش ها و کاش ها

 

دور کرد و کور کرد عشق را

دورباش ها و کورباش ها

 

زخم می زند به چشم آفتاب

تیغ برج آسمان خراش ها

 

سوخت دست و بال ما از این همه

کاسه های داغتر ز آش ها

 

دور باطل است سعی بی صفا

رقص بسمل است این تلاش ها

 

 

 


سه شنبه ششم شهریور 1386 در ساعت 0:4 | مرضیه |