تبليغاتX
مانا مهر

:: دریغ است ایران که ویران شود!

 

این اصول چهارگانه رئیس جمهور محترم را به خاطر بسپاریم که هر

زمان و هر مکانی سخن می رانند بر آنها تاکیدی ویژه دارند:

"عدالت گستری، مهرورزی، خدمت به بندگان خدا، تعالی و پیشرفت

مادی و معنوی"

احتمالاً در آینده ای نزدیک با این همه مهرورزی! در یک فضای همدلی،

عدالت گستری که سهل است، همگان زیستنی ملکوتی را تجربه

می کنند و این خدمت به بندگان خدا هم که از اهالی آسمان چونان

توفیقی مبارک نصیب شده، ایران اسلامی که جای خود دارد بشریت

شهد شیرین تعالی و پیشرفت مادی و معنوی خواهند چشید. حقیقتاً

اگر جامه عمل بپوشاند این اصول مبارک، بهشتی خواهد شد این 

ایران مقدسمان! 

 


دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 در ساعت 21:25 | مرضیه |

:: تابستانه

 

باران بی دریغ آفتاب

روی شانه های شهر.

طلوع دوباره بادبزن ها

و دهانها

که عطش را

صریح ِ صریح، مشق می کنند.

هرم نفسهای باد،

رقص هندوانه ها،

و دقیقه های شاد بستنی.

یعنی تابستان؛

که روی ردپای بهار

پابرهنه لبخند می زند...

 


شنبه بیست و نهم مرداد 1384 در ساعت 15:46 | مرضیه |

:: سالاد فصل

 

به نام خالق پندارهای آسمانی:

سلام بر اهالی نور:

این فیلم سالاد فصل جناب فریدون جیرانی هم رویت شد.نام فیلم به نظرم با توجه به

شیوه مناسبات داستان درست انتخاب شده.ترکیبی است از جریانات مختلف چونان

سالاد فصل  که ذهن ما باید آن را ببلعد.بازهای فیلم روان اما فیلمنامه ضعیف است

و مضمون آن تداعی کننده سوژه های تکراری با ورژنی جدید .فیلم بدی نیست.به

نوعی نگاهی به جریانات ناهنجار اجتماعی دارد.اما نکته جالب فیلم ماجرایی است که در

سکانس های آخر رو می شود و آن مربوط به بازی طراحی شده حمید (شریفی نیا) به کمک

پرستار خانم خانه (مهناز افشار) است.چیزی که کمتر کسی تا پایان فیلم به آن پی می برد.

انصافا خیلی زیرکانه بود این فسمت ار فیلمنامه.استرس این فیلم هم نسبت به فیلم های

قبلی جیرانی به گمانم کمتر بود.

یک نکته ویژه این که اسپانسرهای این فیلم الاماشاالله بود.از رستوران اسپاگتی بگیر تا

شیر روزانه.

 


شنبه بیست و نهم مرداد 1384 در ساعت 15:1 | مرضیه |

:: پسر کو ندارد نشان از پدر!

 

اسلامی، اسلامی، جامعه اسلامی، حکومت اسلامی و ....

کنگره جامعه اسلامی دانشجویان، همایش آموزش جامعه اسلامی،

انتخاب اعضای شورای مرکزی جدید و حضور یکی از اعضای بسیار

مهم:

پسر کو ندارد نشان از پدر!!

 

 

 

 


پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384 در ساعت 20:23 | مرضیه |

:: این عرصه خدمتگزاری

 

دیشب خبرنگار بخش خبری ۲۰:۳۰ در شبکه ۲ سیما به سراغ وزاری

قبلی و وزرای پیشنهادی جدید رفته بود تا با آنها مصاحبه ای کند. از

وزرای قبلی سوال می کرد که چه مسائلی را می خواهند به وزرای

جدید انتقال دهند و از وزاری پیشنهادی جدید این سوال را می کرد

که چه زمانی مطلع شدند در لیست اعضای کابینه قرار دارند.در این

میان جواب "اسکندری" وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی جالب بود  که

مدام با سفسطه کردن می خواست از زیر پاسخ در برود و آخر سر

هم جواب اصلی را نگفت. اما جالبتر از آن جواب "بیژن نامدار زنگه"

وزیر نفت دولت آقای خاتمی بود که در جواب خبرنگار که پرسید چه

توصیه ای به وزیر نفت جدید دارید با حالتی عجیب گفت هیچ توصیه ای

ندارم و به سرعت از کنار  خبرنگار و دوربین خبری گذشت!

در این میان انصافا برای زنگنه بعد از ۲۲ سال مقام اجرایی بودن در

معاونت ها و وزارت ها سخت است کناره گیری؛ آن هم در شرایطی که

این عرصه را به دولت کریمه واگذار کنی!

 


چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384 در ساعت 19:28 | مرضیه |

:: میثاق نامه

 

جهت ثبت تاریخی:

 میثاق نامه رئیس جمهور منتخب و اعضای هیئت دولت

اعضاى هيات دولت، ميثاق نامه اى را با «محمود احمدى نژاد» رئيس جمهورى امضا

 مى كنند و به موجب آن، متعهد مى شوند كه پاسدار ارزش هاى اسلامى و خادم به

مردم باشند و خدمت به محرومين را سرلوحه كارهاى خود قرار دهند.  

بسم الله الرحمن الرحيم،

الذين ان مكناهم فى الارض اقاموا الصلوه و اتوا الزكوه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر

ولله عاقبه الامور (حج ۴۱)

اللهم عجل لوليك الفرج والنصر و اجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه و

 احفظ قائدنا

«ميثاق نامه دولت اسلامى»

اينجانب با امضاى اين ميثاق نامه در پيشگاه الهى و در محضر حضرت ولى عصر (عج) به

قرآن مجيد سوگند ياد مى كنم تا زمانى كه در دولت اسلامى مسئوليت دارم پاسدار و

مجرى تعهدات زير باشم و با همه توان در تحقق آن بكوشم:

۱ - همه توان خود را صرف تحقق اهداف و برنامه هاى دولت اسلامى به ويژه اصول

عدالت گسترى، مهرورزى، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالى مادى و معنوى كشور

كه برخاسته از اصول انقلاب اسلامى است نمايم.

۲ - با همه توان از ارزش ها و فرهنگ اسلامى از جمله ولايت مطلقه فقيه، دين مدارى،

ايثارگرى، شهادت طلبى، جانبازى در راه خدا، آزادى و آزادگى، ساده زيستى، پاكدستى،

پاکدامنی ،صداقت در گفتار و سلامت در عمل و رعايت شعائر اسلامى دفاع كرده و در

 راه ترويج آن بكوشم.

۳ - مدت زمانى را كه در دولت اسلامى حضور دارم ، وقف خدمت صادقانه و متواضعانه به

مردم و رفع مشكلات آنان و پيشرفت كشور كرده و از حقوق مردم دفاع نمايم و در مقابل

بدخواهان ملت و متجاوزان به حقوق عمومى با قدرت بايستم.

۴ - در گزينش همكاران، شايسته سالارى و معيار تقوا، مجاهدت در راه خدا، شجاعت،

 مردمدارى، كاردانى و كارآمدى، ساده زيستى، روحيه خدمتگزارى و عشق به مردم را بر

هر معيار ديگرى ترجيح دهم و از هر نوع رابطه بازى، گروه گرايى و جناح بازى به شدت

خوددارى نمايم.

۵ - با همه توان در جهت موفقيت دولت تلاش نمايم، موفقيت خود را در موفقيت و پيروزى

 دولت بدانم، از تصميمات دولت به طور كامل تبعيت نمايم و در اجراى آنها بكوشم و از هر

 اقدام ناهماهنگ جداً خوددارى نمايم.

۶ - همراهى و همدلى و وحدت اعضاى دولت و كار جمعى را يك اصل خدشه ناپذير دانسته

و از هر اقدامى كه اين اصل را خدشه دار كند، خوددارى نمايم. با شجاعت نظرات خود را در

 دولت مطرح كنم، همه امور را در درون مجموعه دولت بررسى كرده و تصميم نهايى را ولو

 مغاير با نظر خودم باشد با جديت و صداقت اجرا نمايم و از طرح مسائلى كه موجب وهن

دولت در اذهان مردم گردد، اجتناب كنم.

 ۷ - در مدتى كه در دولت حضور دارم از هر نوع فعاليت اقتصادى شخصى و تلاش براى

 جمع آورى ثروت بپرهيزم و به دريافتى از دولت در زندگى شخصى اكتفا نمايم.

۸ - در حفظ بيت المال و كاهش هزينه هاى دولت و جلوگيرى از ريخت و پاش ها و مصارف

 غيرضرور و اسراف با همه توان بكوشم.

۹ - در ارتقاى كيفيت كار و تحقق برنامه هاى دولت در افزايش بهره ورى تلاش نمايم.

۱۰ - با همه توان با اشرافيگرى دولتى، تجمل گرايى، فقر، فساد و تبعيض مبارزه نمايم.

 ۱۱- خدمت به محرومين و مناطق محروم را در سرلوحه اقدامات خود قرار داده و آن را يك

 ارزش بى بديل بدانم.

 ۱۲- همه جاى ايران عزيز و همه ايرانيان گرامى را شايسته خدمتگزارى دانسته و در راه

آبادانى و رفع محروميت از همه آنان با تمام توان بكوشم.

 اين ميثاق يك تعهد الهى است و عدول از آن به هر ترتيب به منزله نقض تعهدات اسلامى

 است.


چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384 در ساعت 13:36 | مرضیه |

:: خیلی دور خیلی نزدیک

 

خیلی دور خیلی نزدیک را دیدم. فیلم نسبتاً خوش ساختی است.

البته همان مشکل پایان فیلم ها که همیشه گریبانگیر فیلمنامه

نویسان ماست نیز، در این فیلم وجود داشت. تصاویر فیلم بدیع بود،

مخصوصاً تصاویر جاده های کویر و روستای مصر. بازی مسعود رایگان

را دوست داشتم. بازی الهام حمیدی در نقش خانم دکتر یک جاهایی

مصنوعی می شد. لهجه اش توی ذوق می زد. صداهایی که از

مراسم چهارشنبه سوری در فیلم شنیدم به نظرم کمی اغراق آمیز

آمد؛ آنقدر که لحظاتی شک کردم شاید فیلم می خواهد راوی حکایت

جنگ شود و بمبارانهای کذایی. که بعد با دیدن سکانس های دیگر،

متوجه زمان اش شدم. نکته جالب در این فیلم در مورد پسر نقش اول

فیلم(سامان) است که البته ما بیشتر صدایش را می شنویم و غیر

از چند تصویر از او به صورت عکس و یا چند لحظه از فیلمی که با

دوربین فیلمبرداری خانگی گرفته شده، بازی دیگری نمی بینیم. این

ارتباط صوتی با شخصیتی در فیلم معمولاً در حالتی مرموز برای

مخاطب بوده. یا شخص ِ پشت تلفن، باج می خواسته یا تهدید

می کرده یا می خواسته رازی را افشا کند و ... اما در این فیلم ماجرا

طور دیگری است و از این مسئله کارگردان به شیوه دیگری بهره برده.

که ما ارتباط عاطفی بین نقش اول فیلم و پسرش را، تنها از طریق

صدا جویا می شویم. رضا میرکریمی همانند زیر نور ماه در این فیلم 

نیز اگر چه کوتاه، اما نقشی را به یک روحانی اختصاص داده است.

نشان دادن روحانی در این فیلم نیز، ظاهراً به قصد شکستن تابوها

است.

 


دوشنبه هفدهم مرداد 1384 در ساعت 2:13 | مرضیه |

:: کمی اندیشه

 

مشغول مطالعه کتابی بودم با نام مدیریت آسان گردآوری و ترجمه رضا نصرانی

جملاتی دیدم .گمان کردم بد نیست روی حقیقت کلمات و مفهومشان عمیق شویم:

۱- اگر می خواهید کسی کار خوبی انجام دهد کار خوبی به او بدهید که انجام دهد.

                                           فردریک هرزبرگ (نظزیه پرداز اصول مدیریت)           

۲- هنر حکومت کردن در این است که نگذارد افراد در سمت خود پیر شوند.

                                                                            ناپلئون بناپارت

۳- تمام کارهای خوب با جنگ با مدیریت انجام شده اند.

                                                                        باب وود وارد (گزارشگر)

۴- از لحاظ رفتار اجلاقی همیشه در کانون آن باشید نه در حاشیه آن.

۵- این همه نامه های داخل سازمانی٬ نامه های الکترونیکی٬پیام تلفنی٬پس چه بر

سر پیام های حضوری آمده؟!

                               شعار تبلیغاتی شرکت سازنده مبلمان دفتری "استیل کیس"

۶- هرگز کاری نکنید که اصول اخلاقی تان زیر پا برود.

۷- با مردم همراه باشید ٬از آن ها بیاموزید٬ آنها را دوست بدارید.با دانش آنها کار را

شروع کنید. بنای کار خود را روی آنچه که آنها دارند بگذارید. ولی وقتی بهترین رهبران

وظیفه شان را انجام دادند و کار به اتمام رسید٬ مردم خواهند گفت: ما خودمان آن را

انجام دادیم.

                                                                          لائو تسه (فیلسوف چین)

۸- چند جمله دیگر:

- ریسک پذیر باشید٬ نه محافظه کار.

- اشتباه کنید٬ نه اینکه سعی کنید از اشتباه دوری کنید.

- ابتکار داشته باشید٬ نه اینکه منتظر دستورالعمل باشید.

- نیروی خود را صرف راه حل ها کنید ٬نه احساسات.

- برای کسب کیفیت بالا تلاش کنید٬ نه اینکه از استانداردها کم کنید.

- از خرابی استقبال کنید٬ چون گام اول برای سازندگی است.

- روی فرصت ها تمرکز کنید٬ نه مشکلات.

- تجربه کنید.

- مسئولیت مشکلات خود را به عهده بگیرید.

- کارها را آسان بگیرید٬ نه سخت.

- خونسر باشید!

- لبخند بزنید.

- خوش باشید!

 


جمعه چهاردهم مرداد 1384 در ساعت 14:11 | مرضیه |

:: اقدامات ناب...

 

اینروزها همان جریان کذا! به شیوه ای پنهانی بسیار صریحتر در حال

پیاده سازی اهداف مورد نظر خویش است .امروز حوالی ساعت ۲:۳۰

بعد ازظهر بعد از خبر شبکه اول، مراسم تحلیف و سوگند آقای رجایی

پخش شد، آنهم به شیوه ای عجیب. که گویا منظورخاص از پیش

طراحی شده، در آستانه حضور پدیده منتخب، کاملا در حال شکوفایی

است!

حتماً جایگزینی و تاکید واژه مردم سالاری اسلامی به جای مردم ــ

سالاری دینی از جانب رهبری نیز، در این راستا است...

 


چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384 در ساعت 0:21 | مرضیه |

:: وداع

 

مرد چونان کسی که به پای دارش می برند شهر را نگاه کرد. یاد

قهرمان داستانش افتاد که مجبورش کردند به هجرت. چه زود بازیگر

نقش اول داستانش شد. بی اختیار دست راستش را نگاه کرد و

انگشت وسط اش را؛ که از بس قلم را در میان آن فشرده بود کج

شده بود. اشک های اش ناگهان روی صورت اش سُرید. چهره های

دوستان اش را تصورکرد که به بدرقه اش آمده بودند، اما لال و

جماعتی دیگر که نواختن شان را پایانی نبود. نفس عمیقی کشید.

گویی شهر را در مشام فرو می برد. کلاه اش را با زهرخندی 

برداشت. تلخ تعظیم کرد. چمدانش را به دست گرفت و راهی شد.

چیزی در قلبش فرو ریخت. دوباره برگشت. آخرین دست نویس هایش

را به باد سپرد و با اولین تکان دست، سوار ماشینی شد. شانه های

لرزان، نخستین اتفاق کوچ اش بود...

 

 


یکشنبه نهم مرداد 1384 در ساعت 21:9 | مرضیه |

:: این حرف های نگفته....

 

لحظه هایی اندک مانده تا مرد گفتمان از کرسی ریاست جمهوری

برخیزد. انسانی که ۸ سال تلاش نمود از مفاهیمی سخن بگوید و

دفاع کند که در جامعه ی ما نایاب بود. سعی خود را بر این گمارد تا

نهادینه شود در متن جامعه، فرهنگ صبر و تحمل مخالف. مرزبندیهای

خاص ارتباطی حاکمان با مردم را فرو ریخت، گرچه در بازسازی اش

نتوانست به شیوه ای درخور عمل نماید. ادبیاتی دیگر را در عرصه ی

سخن، خصوصاً در جهان سیاست بدعت نهاد و چهره دیگری از ایران و

ایرانی را منعکس نمود. کوشش کرد تا مردم، مهر را هم، در سیمای

سیاستمدار به تماشا بنشینند. انتقاداتی نیز به او وارد است؛ چونان

که هر انسان خاکی. و بیش تر به سبب برهان های گونه گونی که

می دانیم. عرصه ی تجزیه و تحلیل ها، محل انعکاس اوج ها و فرودها

است. یکدست شدن حاکمیت و تغییر فضا، فرصتی خواهد بود جهت

نقادی ِ منصفانه ی دوران ۸ ساله. این روزهای باقی مانده مجال

مناسبی است برای تقریر حرف های نگفته. برای بازگو نمودن کلامی

دوستانه، در بدرقه ای بارانی. برای روزهای نیامده، که روزهای عریانی

است...

 


سه شنبه چهارم مرداد 1384 در ساعت 14:18 | مرضیه |